نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

تو برخاک هستی عمو از بغل روی نیزه عمه علی اصغر اومد به مهمانی بذر تشتی طلا عاشق همیشه روی عشق اسرار دارد از بدن، تجربهی تیر کشیدن دارم ولی این تیر سه شعبه است خدایا چه کنم حسین حسین حسین حسین جان عاشق همیشه روی عشق اسرار دارد ای خوشبحال هر کسی که یار دارد انی سر سال هست پس خوشحال باشیم ما میرسیم امشب اگر چه کال باشیم ای که نباید زد به دیوار کسی دیگر نمیماند زمین بار کسی ماهم پدر داریم از امشب میآید دارد کفیل حضرت زینب میآید عمریست کارم به این آقا سپردم من نان به نرخ حضرت عباس خوردم اندازه زحمت عالم بیقرارم پهنست سفره پس گرسنه حق ندارد بر استخوان هر کسی که کارد خوردست ما درد به باب الحوائج میسپاریم ما هم وطنهای ابالفضلیم هر چند محکم به دوری میان این دیاریم دارای دنیای هم گرچه بینوایم ما بچههای شطیم اهل کربلایم وقتی آمد رنگ دنیا هم عوض شد وقتی که او آمد قسمها هم عوض شد او آمد و امالبنین غوغا به پا کرد اولاد زهرا را کنار هم صدا کرد فریاد خواهم زد که من اینجا کنیزم چون از کنیزی علی خیر دیدم من نه عروسم نه زن این خانه هستم من محض خدمت محضر مولا رسیدم از روزی اول من قسم خوردم به مولا من که کنیزهام نوکر آوردم به دنیا عباس را آوردام خادم شود او قربانی کل بنیهاشم شود او سر میده ، زینب سرش باشد سلامت سر میده ، زینب نباشد در اسارت دستش اگر افتاد با آن دست دیگر بر دوش میگیرد علم را بین لشکر عباس من قبرش شد هم قد اصغر شب میلاد عشق و مهتاب دلم از شوق عشقش بیداره بده می ساقی امشب سر مستم تولد حضرت ارباب منم مجنون تو توی لیلای من همهی دین و همهی دنیای من به راهت مست من به تو دل بستم من اللهم عجل محیای محیای من حسین یا ثارالله یا اباعبدالله
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد