
تو ماندهای تک و تنها میان یک لشکر نه همدمی، نه پناهی نه یاوری داری نفسنفس زدنت شمر را جَریحتر کرد بلند کرد صدا را چه حنجری داری غروب بود سرت روی نیزه بالا رفت غروب بود سنان در خیام زنها رفت ***** برای کشتنش وضو میگیرید برای ذبحش بسم الله میگید برای هر ضربه که میزنید چرا به همدیگه تَقَبَّلَ الله میگید نامسلمونا آخه این چه اسلامیه تشنه سر میبرید این چه احکامیه پا گذاشتید روی سینهی امام مُلِئَت بُطونُکُم مِنَ الحرام داره غارت میشه توی ازدحام مُلِئَت بُطونُکُم مِنَ الحرام هلهله شده جواب گریه هام مُلِئَت بُطونُکُم مِنَ الحرام **** زود راحتش کنید رو تنش پا نذارید کمتر اذیتش کنید خنجر نمیبره هیچ کسی قربونی رو تشنه سر نمیبُره هی ضربه میزنه هیچ کسی اینجوری سر از پیکر نمیبُره