
بگذارید که از خانه عبا بردارد لااقل رحم نمایید عصا بردارد (بگذارید در این حلقهی دود و آتش)2 (طفل ترسیده از این معرکه را بردارد)2 (بگذارید که از خانه عبا بردارد)2 لااقل رحم نمایید عصا بردارد رمقش نیست ولی میرود و میخواهد که قدم یاد غم کرب و بلا بردارد آخرین روضهی او، روضهی گودالش بود وقت آن است به لب بانگ عزا بردارد (وای حسین)6 (تشنگی بود و لبی چاک و تنی خاکآلود)2 لشگری حلقه زده، رسم حیا بردارد (هر کسی آمده یک تکه بگیرد بکشد)2 بیشتر تا که تنش زخم جفا (بردارد) زجرکش میکند این قاتل خنجر در مشت کاش میشد که از این حنجره پا بردارد