
بر لب آبم و از داغ لبت میمیرم هر دم از غصه ی جانسوز تو آتش گیرم كربلا كعبه ی عشق است و منم در احرام شد در این كعبه ی عشاق دو تا تقصیرم دست من خورد به آبی كه نصیب تو نشد چشم من داد از آن آبِ روان تصویرم باید این دیده و این دست كنم قربانی تا كه تكمیل شود حج من و تفسیرم