چه بی پناه و بی كَسم
حاج محمدرضا طاهریپسندیدن3
بازدید6.9K
چه بی پناه و بی كَسم پناه من امید من چرا به خون نشسته ای برادر رشید من با دلم چه ها شده دست تو جدا شده فرق تو دو تا شده بود امیدم مرا یاری كنی سالها بهرم علمداری كنی ای دریغا شد امیدم ناامید بی برادر گشتم و پشتم خمید