این سرزمین همونه، كه مادر، می گفت برامون
حاج منصور ارضیپسندیدن5
بازدید800+
این سرزمین همونه، كه مادر، می گفت برامون یادته گریه كردی، برای، تنهاییامون من برای سر تو، از، دم حنجر تو شب تا سحر باریدن گل بهاره تو برای دل من، پرده ی محمل من نالیدی و گفتی خدا سرت نیاره ای آسمون زینب، ابری نشو عزیزم من زندگیمو اینجا، به پای تو می ریزم حسین غریب مادر كنارتم ولی باز، دل من، دل شوره داره نمی تونه فراقو، یه خواهر، طاقت بیاره حالا كه اكبرت هست، ساقی لشگرت هست ركابِ پای خواهرت تو آسمونه بهت می گم داداشی، فردا كه تو نباشی این روزگار منو كجاها می كشونه ناقه ی بی جهاز و، دربه دری تو صحرا دختری كه می گیره، بهونه های بابا حسین غریب مادر 4