نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

از آن زمان که دادهای در این زمین تو منزلم تمام غصۀ جهان گرفته جایُ در دلم *** ... ماه نو عیان شد از نگاه اولم که ساکنان این زمین درو کنندُ حاصلم *** برند حلق اصغرم، برند حق مادرم کشندُ عاقبت تو را کشندُ در سلاسلم *** عمود خیمه را ببین که تر شد از سرشک من خبر دهد ز خون سر که میچکد ز محملم *** حسین من حسین من، ضیاء هر دو عین من *** دمی که زیر دشنهای چو غرق خون و تشنهای به روی نی به تشت زر نگاه توست قاتلم *** پرستوی مهاجرت شکسته شد بال و پرم *** الهی بهر قربانی به درگاهت سر آوردم نه تنها سر برایت بلکه از سر بهتر آوردم *** برای آن که همدردی کنم با مادرم زهرا برای خوردن سیلی سهساله دختر آوردم *** حسین من حسین من ضیاء هر دوعین من *** پی ابقاء قد قامت به ظهر روز عاشورا برای گفتن اللهاکبر اکبر آوردم
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد