نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

گر مقصدت تا خدا رفتن است ز مِیخانه ایوان طلا رفتن است سحر تا ضریح رضا رفتن است نجف رفتن و کربلا رفتن است در خانهی مرتضی را بزن پس از ربنایت بگو یا حسن از این خاک بوسی به بالا برس به سبحان رب الاعلی برس به قنبر به سلمان به مولا برس به افطار شب های زهرا برس فقط بوسه بر روی مصحف بزن نوه دار شد مصطفی کف بزن بیا عیدیات را ز طاها بزن نخی از عبای حسن را بگیر سرت را دراین خانه بالا بگیر از امروز خرجی فردا بگیر جز اینجا به جایی دگر سر نزن که شد دیگر امشب علی بوالحسن بر این خانه امشب گرفتار باش اگر ناز دارد خریدار باش گدا باش اصلا بدهکار باش بکش دردها را بیمار باش اگر از جذامی، جذامی تری به مولا کنارش گرامی تری علی را ببین خیبرش را ببین حسن را ببین محشرش را ببین جمل را ببین لشکرش را ببین رجزهای یا حیدرش را ببین خدا را ببین در جدال حسن بگو شیر مادر حلال حسن کریمی که بهر خدا کار کرد پس از مرتضی عزم پیکار کرد زن فتنه را صبر او خوار کرد به حلمش معاویه اقرار کرد امامت اگر پر بها شد از اوست اگر کربلا کربلا شد از اوست به زودی به زخمم دوا میخورد نگاهم به ایوان طلا میخورد ضریحش به دست گدا میخورد بقیعش به کرب و بلا میخورد اسیری ما را خدا خواسته دلم کربلا رفته ناخواسته منم آن که از ساغرش غم گرفت از افطار با چای او دم گرفت ز دست حسن باز پرچم گرفت از او گریههای محرم گرفت اگر خواندهام با حسن از حسین فقط شنیدیم فقط یا حسن از حسین
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد