نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

کیام که با تو کنم گفت و گو؟ عزیز دلم عنایت تو به من داده رو، عزیز دلم سیاه رو تر و بی آبرو تر از من نیست مگر دَهی تو به من آبرو، عزیز دلم اگر عزیز دل خود نگویمت چه کنم؟ کجا روم؟ به که گویم؟ بگو؟ عزیز دلم! بسوز و آب کُن و شعله زن که بر تو کنند چو شمع گریهی بی های و هوی، عزیز دلم اگر که با تو نگویم سخن ببخش مرا که گریه عقده شده در گلو، عزیز دلم ز خجلت تو شرم گناه آب شوم اگر که با تو شَوَم رو به رو، عزیز دلم هنوز یاد لب تشنگان کرب و بلا نگاه توست به دست عمو، عزیز دلم به یاد حنجر خشکی که نهر خون گردید دو دیده ام شده از اشک جوب، عزیز دلم ******
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد