حیف از تو که گل باشی و من خار تو باشم

حیف از تو که گل باشی و من خار تو باشم

[ حاج محمود کریمی ]
حیف از تو که گل باشی و من خار تو باشم
بگذار که از دور، گرفتار تو باشم

من، مایه ندارم که خریدار تو گردم
باشد که گدای سر بازار تو باشم

گر راه ندارم به حریمت، نظری کن
تا معتکف سایه‌ی دیوار تو باشم

با آن‌که تورا عاشقم از خود نپسندم
تو یار به من باشی و من عار تو باشم

دستی؛ که به‌جز دامن لطف تو نگیرم
چشمی؛ که فقط طالب دیدار تو باشم

زخمم به جگر زن که دوایی نپذیرد
دردی به دلم بخش که بیمار تو باشم

از همچو تویی پاک‌تر از گل همه حیف است
تا همچو منی عبد خطاکار تو باشم

سوزم به درون ریز که پیوسته بسوزم
خوابم ببر از دیده که بیدار تو باشم

آن رتبه ندارم که نهی پای به چشمم
بگذار که خاک ره زوّار تو باشم

من میثمم و چوبه‌ی دارم به سر دوش
بگذار که دلباخته‌ی یار تو باشم

پربازدید ترین شعر اول حاج محمود کریمی محرم و صفر مناجات با امام زمان (عج)

پربازدید ترین شعر اول محرم و صفر مناجات با امام زمان (عج)

محبوب ترین محرم و صفر مناجات با امام زمان (عج)

محبوب ترین حاج محمود کریمی

نظرات