تصویر سیدمهدی میرداماد - وقتش شده كه هستی خود را فدا كنیم

وقتش شده كه هستی خود را فدا كنیم

[ سیدمهدی میرداماد ]
وقتش شده كه هستی خود را فدا كنیم 
تا این كه نذر روضۀ خون خدا كنیم 

چشمی بده كه هر شب روضه به پایتان 
در آن هزار خیمۀ ماتم به پا كنیم 

اشكی بده كه دیدۀ خود را برایتان 
تا روز حشر چشمۀ آب بقا كنیم 

یك لحظه هم نمی شود آقا دخیل دل 
از پرچم سیاه عزای تو وا كنیم 

قسمت شده دوباره شب جمعه یا حسین 
با نامتان حسینیه را كربلا كنیم 

من كیستم حر گنه كار تو هستم 
با جان ناقابل خریدار تو هستم 

در بین دشمن هم گرفتار تو هستم 
آزاده ام آزاده ی خون خدایم 

لبریز از انوار مصباح الهدایم 
هر چند، چندی بین دشمن جا گرفتم 

یك لحظه بركف دامن مولا گرفتم 
من زندگی از یوسف زهرا گرفتم 

فرزند زهرا كرد از رأفت قبولم 
بخشید آن مولا به زهرای بتولم 

تا دید اشك خجلتم را داد راهم 
با گریه گفتم یابن زهرا عذر خواهم 

بگشای چشم و زنده كن با یك نگاهم 
من شیشه ام آیا شود دُرِّ تو باشم 

زنجیر ذلت بگسلم حر تو باشم 
مولا نگاهم كرد با چشم خدایی 

فرمود ای حر سر به زیر اینجا چرایی 
تو حُر زهرا، حُر حیدر، حُر مایی 

دیگر نه حُركوفه حُر كربلایی 
حق صاحب قدر و جلالت كرد ای حر 

غمگین مشو زینب حلالت كرد ای حر 
دیشب ز راه دور یادت بودم ای حر 

دیر آمدی چشم انتظارت بودم ای حر 
گرم دعا بر حال زارت بودم ای حر 

بینای چشم اشكبارت بودم ای حر 
حر در راه معراج شهادت گرم سِیری 

تو هم حبیبی هم بریری هم ظهیری

پربازدید‌ترین‌های شعر اول امام حسین (ع)(محرم و صفر)

محبوب‌ترین‌های امام حسین (ع)(محرم و صفر)

محبوب ترین‌های سیدمهدی میرداماد

نواها‌یی با همین ‌شعر

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد