
جان به فدای كسی كه در ره جانان ناز ز جانان كشد كه هدیه كند جان هر كه پریشان اوست خانه اش آباد خانه خراب آن دلی كه نیست پریشان سر كه نیفتد به پاش دور ز تن باد دل كه ندارد هواش سنگ بیابان خون گلوی شهید راز حیات است تیغ دهد عمر جاودان به شهیدان عقل ندا داد جان ببر به بر دوست عرض ادب كن به خاك درگه سلطان بعد تقبل قلیل من چه بگویم من كیم ای جان حسین اگر شده قربان در تب ناقابلی شراره بر آور وز پی بی حاصلیت اشك بیفشان زنده به اشكیم اشك بهر كسی كو كشته ی اشك است اشك بانوی عطشان شب شبه العفو بود و باده ی رحمت شب شبه الغوث بود و مستی و غفران شب شبه قدری كه بی مكاشفه می شد منزلت هر كه در بهشت نمایان خیمه به خیمه شمیم عالم بالا ذكر و دعا و نماز و نغمه ی قرآن اینجا جام طهور و نفحه ی رحمت آنجا شرب حمیم و فتنه ی شیطان آن سو گردنكشان زبانه ی آتش اینسو سجاده بود و لاله و ریحان فاصله یك نیزه است تا حرم دوست آن سوی سر نیزه هاست روضه ی رضوان چرخ و فلك و ستاره حیران دیدم آن محنت و غم كه كس ندید آن دیدم نوحی به هزار سال یك طوفان دید من نوح نیم هزار طوفان دیدم . .