نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

شب جمعه کنار شش گوشه دل من حالت عجیبی داشت میشنیدم صدای قلبم را چشم من، حس بی شکیبی داشت حرمش، از ملائکه پر بود انبیا در طواف شش گوشه و ثواب هزار حج را داشت به خدا هر طواف شش گوشه شب جمعه ضریح اطهر او غرق نور حضور فاطمه بود به خودم آمدم و فهمیدم بر لبم این نوا و زمزمه بود شبهای جمعه فاطمه با اضطراب و واهمه آید به دشت کربلا گردد به دور خیمهها گوید حسین من چه شد نور دو عین من چه شد
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد