شب جمعه کنار شش گوشه

شب جمعه کنار شش گوشه

[ سیدمهدی میرداماد ]
شب جمعه کنار شش گوشه
دل من حالت عجیبی داشت

می‌شنیدم صدای قلبم را
چشم من، حس بی شکیبی داشت

حرمش، از ملائکه پر بود
انبیا در طواف شش گوشه

و ثواب هزار حج را داشت
به خدا هر طواف شش گوشه

شب جمعه ضریح اطهر او
غرق نور حضور فاطمه بود

به خودم آمدم و فهمیدم
بر لبم این نوا و زمزمه بود

شب‌های جمعه فاطمه 
با اضطراب و واهمه
آید به دشت کربلا 
گردد به دور خیمه‌ها
گوید حسین من چه شد
نور دو عین من چه شد

نظرات