نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

وای از غریبی، فاطمه... (من صفِ اول هر غزوه به میدان رفتم) 2 ولی اندازهی تو زخم ندارم زهرا (مدارا کن ای خاک) 2 به دستت سپردم همه زندگیمو تو چشمم ببین اشک شرمندگیمو سرافکندگیمو گلم کبوده پیکرش با تازیانه نگاه بکن با اینکه یاس من جوونه قدش کمونه، قدش کمونه (گلِ علی زرده مراقبش باشی) 3 (تنش پر از درده مراقبش باشی) 2 ای خاک تیره دلبر ما را عزیز دار جان من است اینکه تو در بر گرفتهای --- شب که دگر بسته شد دیدهی کوثر (سخت است سخن گفتن ما از دل حیدر) 2 تا حال ندیدست کسی شیر خدا را اینگونه زمین خورده ز یک ابر مقدس بالین سر پیکر زهراست چه غوغا مظلوم به مظلومه کند گریه مکرر تابوت توست بانو سبکتر ز پر کاه سنگینیِ داغ تو کجا و درِ خیبر رد کرد ز دور و برِ خانه همه کس را یک نقش فقط مانده در این بیت محقر (دور و برِ تابوت فقط چند یتیماند) 2 طفلان علی مانده و خاموشیِ مادر --- (تا ابد مجروح زخم کاریام) 2 (وایِ من از این امانت داریام) 2 ای که بودی خانهی من نوعروس جای من لبهای محسن را ببوس --- بودنت چون شمع آبم میکند رفتنت خانه خرابم میکند ای چراغ خانهام سوسو مزن ناله از درد رخ و بازو نزن کشتیِ صبر علی پهلو مگیر همچو حیدر از پِیام بر رو مگیر
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد