
همه دردامو شمردم همه جمع شد تو همین آه دوای دردای مایی، العجل بقیةالله چشمای خستهی عاشق مونده به راه عبورت همهی امید من هست آقاجون روز ظهورت دورم از مسیر عشقت ولی عاشق تو هستم دل هرجاییمو بازم در خونهی تو بستم (چشمم آلودهی دنیاست دیدنت برام محاله)2 برا من هیچی نمونده غیر اشکی که زلاله (همهی سنخیت من)2 با شما فقط تو گریهست امیدم به با تو بودن به خدا موقع روضهست چشم تو برای جدّت مثل یه کاسهی خونه حالتو به خدا هیچ کس نمیدونه (اوّلین روضۀ سال و روضههای سخت زینب)3 یاد اون شهیداییم که مثل ماهاند تو دل شب (عمه جانم، عمه جانم)2 فدای قدّ کمانت حرمت قبلۀ عشقه فدای مدافعانت به زیر سایۀ خورشید بستری دارد چگونه یار به محبوب اقتدا نکند؟ (به روی شانۀ هرکس جنازهای دیدم)2 نشد که خواهر تو یاد بوریا نکند (دیگه امشب داره میره)2 سربلند و قد خمیده توی این یه سال و نیمه کی میدونه چی کشیده توی این یه سال و نیم که مثل صد سال بوده واسش چیا اومد سر زینب خیلی پیر شده خلاصه داره چشماشو میبنده رو لبش شهادتینه اشک شوق روی پلکاش وقت دیدن حسینه یه سال و نیمه میباره دو تا چشمۀ فراتش شده یه پیرهن خونی تار و پود خاطراتش (رو دلش یه سال و نیمه داغ یک صبح تا غروبه)2 یاد سینۀ حسینه وقتی به سینه میکوبه روی پیکر کبودش هرجا دست میذاره درده هنوزم پی داداشش توی خاک و خون میگرده (وای، داره میبینه که قاتل تشنهلب کشته حسین رو)2 هنوزم نداره باور داغ انگشت حسین رو همه خاطرات زینب خط به خط توی لحوفه شده با سر بریده همسفر تو شام و کوفه (دستی که بوسیده عباس همه جاش ردّ طنابه)2 یه طرف تموم زخماش یه طرف داغ خرابه ز خانهها بوی طعام میآمد ولی به جان تو بابا گرسنه خوابیدم (رأست به روی نیزه ولی بیتعادل است)2 (یک سنگ هم برای زمین خوردنت بس است)2 ای سرت چون ماه سرگردان به روی نیزهها از غمت خونمرده بسته بر گلوی نیزهها