
ای مصدر سرّ لا تَخَف ادرکنی ای گوهر خفته در صدف ادرکنی غارتزدهایم و گرگها از پس و پیش ای شیر بیابان نجف ادرکنی ای حیدر شهسوار وقت مدد است ای زبده هشت و چار وقت مدد است من عاجزم از جهان، دشمن به سیاه ای صاحب ذوالفقار وقت مدد است در مخزن لایَموت دردانه علیست در کُوْن و مکان امیر و فرزانه علیست در کعبه ظهور کرد تا بر همه کس معلوم شود که صاحبِ خانه علی است دادیم به حکمت و به لطفی به شما از این همه سوره سورهی کوثر را کوتاهترین سورهی قرآن یعنی کوتاهترین راه رسیدن به خدا * * * * هرکس هر آنچه دیده اگر هر کجا تویی یعنی که ابتدا تویی و انتها تویی در تو خدا تجلّی هر روزه میکند آیینهی تمام نمای خدا تویی میلاد تو تولّد توحید و روشنیست ای مادرِ پدر، غَرَض از روشنا تویی چیزی ندیدهام که تو در آن نبودهای تا چشم کار میکند، ای آشنا تویی غیر از علی نبود کسی همطراز تو غیر از علی ندید کسی تا کجا تویی تو با علی و با تو علی روح واحدید نقش علیست در دل آیینه، یا تویی؟ در خانهی تو گوهر بعثت نهفته است راز رسالت همهی انبیا تویی شوق شریف رابطههای حریم وحی روحُ الامین روشن غار حرا تویی شوق تلاوت تو شفا میدهد مرا ای کوثر کثیر، حدیث کسا تویی ایمان خلاصه در تو و مهر تو میشود مکّه تویی، مدینه تویی، کربلا تویی بعد از تو هر زنی که به پاکی زبانزد است سوگند خورده است که خیرُ النساء تویی آن راز سر به مُهر که حافظ غریبوار میگفت صبح زود به باد صبا تویی آن منجی بزرگ که در هر سحر به او میگفت مادرم به تَضَرُّع بیا، تویی هنگام حشر جز تو شفاعتکننده نیست تنها تویی شفیعهی روز جزا، تویی من از خدا به غیر تو چیزی نخواستم ای چلچراغ سبز اجابت، دعا تویی آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند بیتو چه میکنند؟ تویی کیمیا، تویی پهلو شکسته تو و من دلشکستهام دریابم ای کریمه که دارُ الشفا تویی باری، کجاست بقعهی قبر غریب تو؟ بر ما بتاب، روشنی چشم ما تویی گفتم تو ای بزرگ، خطای مرا ببخش لطفت نمیگذاشت بگویم شما تویی یا زهرا، یا زهرا ... * * * * شب رفته و صبحگاه برمیگردد شرمنده و غرق آه برمیگردد از شیب بقیع خسته، تنها، ساکت خورشید بدون ماه برمیگردد * * * * عمر اگر خوش گذرد، زندگی نوح کم است گر به سختی گذرد، نیم نفس بسیار است اشتیاق تو مرا میکشد از خانه برون ورنه از خانه برون آمدنم دشوار است * * * * این روزها ز خانه کم آیم برون اگر کمتر به قتلگاه تو افتد گذر من سوی خیمه بازگرد ای خواهرم تا نبینی بر سنان رفته سرم رو به خیمه برگ و ساز شام کن برگ و ساز ازدحام کن