
هر دو عالَم یک طرف، یک موی زینب یک طرف باز سنگینتر شود آنوَر که موی زینب است جامهی یاران سیاه و مَحمِل و پرچم سیاه آری! آری! این سیاهی، یادگار زینب است نَهر علقم را نگه، سقّای بیبازو ببین روح هفتاد و دو عاشق در کنار زینب است داد قربانی دو کودک در مِنای کربلا احسَن! احسَن! فاطمه آموزگار زینب است ظهر عاشورا به دورِ خیمهها خط میکشید گفت طفلان را که اینجا پادگان زینب است افسر و سرهنگ و سرلشکر ندارد پادگان کلّ نیروهای زینب، بچّههای زینب است پادگان زینبیّه افسری دارد عجیب نام او باشد رقیّه، دیدهبان زینب است کربلا خواهی اگر، از زینب کبری بگیر چون کلید کربلا در اختیار زینب است