نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

کاروانی از شقایق هر زمان آید به یادم من که در یک نیمهروزی، هستیم از دست دادم من خدای عشق و صبرم، باسرشکِ دیده اَبرم گر مزارم را شکافی، یاحسین آید ز قبرم ای حسینی که به دل عشقِ تو درمان من است مِهر تو نور دل و اول و پایان من است به شب اول قبرم نکنم وحشت و ترس چون در آن لحظه حسین است که مهمان من است
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد