
ای آینهی تمامِ زهرا ای شخصِ تو را مقامِ زهرا بر جان و تنت درود احمد بر نام خوشت سلام زهرا در حنجرهات صدای حیدر در زمزمهات پیام زهرا در لَعلِ لبت حدیث توحید در سَروِ قَدَت قیام زهرا گیرد ز تو احترام بابا آنگونه که احترامِ زهرا از دوره کودکی تو را بود مَشی و هدف و مرام زهرا نام تو ائمّهی هدی را جاری به زبان چو نام زهرا زهرای حسینپروری تو در رتبه حسین دیگری تو ای دخترِ مادرِ مدینه ای مصحف مادرت به سینه محبوبهی کردگار زینب صدّیقه و طاهره امینه یک بانو و اینقدر جلالت یک دختر و این همه سکینه چون شیرِ خدا خدای را شیر چون مادر خویش بیقرینه در کلّ محیط با برادر مصباح هُدائی و سفینه طوبایِ بهشتِ مهربانی دشمن ز چه داشت با تو کینه دل با غمت ای بتول دوّم هم کرب و بلاست هم مدینه حوران که مقدّس و عزیزند در کوی کنیز تو کنیزند ای داد حیات بر کرامت وی دین تو زنده تا قیامت ای مقتل خون به همت تو دانشگه صبر و استقامت بر خاک رَهِ تو سجده بردن مردان بزرگ راست قامت در هر قدمت هزار معراج در هر نفست دو صد کرامت غیر از تو که دختر بتولی ای مادر دوم امامت کی جان امام خود خریده در اوج مصیبت از شهامت با عزم تو خون به تیغ پیروز از صبر تو یافت این سلامت چشم تو نماز را وضو داد اشک تو به خون آبرو داد