
در برج ولایت است کوکب، زینب علامهی نارفته به مکتب زینب گفتم به خرد، یگانهی دوران کیست؟ بی پرده دوبار گفت: زینب، زینب کربلا خواهی اگر از زینب کبری بخواه چون کلید کربلا در اختیار زینب است **** خوب میدونی که مشکل نوکرت گناهه پا روضههات مشکلو حل کن چند بار تا حالا ضریحتو بغل گرفتم تو هم یه بار منو بغل کن آرزومه منم روی زانوت بگم اَوَفَیتُ چشامو ببندم تو بخندی و از لب خندون تو به غمای گذشته بخندم