نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

شیعیان حیدریم و خاک پای زینبیم با نگاه لطف زهرا مبتلای زینبیم کربلا از ابتدا تا انتها میدانِ اوست از مُحرّم تا صفر غرقِ عزای زینبیم برکت یک عمر گریه بر برادرهای او لطف فرمودند و حالا ما گدای زینبیم در نماز وِتر دست گریهکنها را گرفت ما حسینی گشته از فیض دعای زینبیم رازق چشم تَر عشّاق تنها زینب است اشک اگر داریم، مرهون عطای زینبیم از نجف تا کربلا هر سال جمع زائران میهمان سفرهی صحن و سرای زینبیم روز محشر لحظهی یومَ یَفِرُّ مِن اَخیه با نشان سینهزن تحتِ لوای زینبیم هر مدافع تا زمین افتاد، با خونش نوشت تا نفَس در سینهها باقیست، پای زینبیم کثرت ایرانیان لشکرش معلوم کرد بیش از هر قوم دیگر ما فدای زینبیم او اسارت رفت تا دین خدا احیا شود ما مسلمانان رنج و غصّههای زینبیم تازیانه خورد امّا چادرش را پس گرفت تا ابد حیران این حُجب و حیای زینبیم
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد