
نور از حرم رسید و شفا نیز داده شد خاکِ حرم رسید و دوا نیز داده شد اصلا به خواهشِ کمِ من اکتفا نکرد ما سنگ خواستیم، طلا نیز داده شد هر جا اگر به خواستهها لطف میکنند در این حرم نخواستهها نیز داده شد گفتم به مشهدِ تو مرا راهیام کنند دیدم براتِ کربُبلا نیز داده شد **** آمدم من سلام همسایه! سایهات مستدام همسایه راستی میشناسیام یا نه من غلامم غلام، همسایه آمدم پشت پنجره فولاد در همین ازدحام، همسایه کربلای مرا فراهم کن مهربان، بامَرام، همسایه **** زائر این روزها زیاد شده باز دورت گدا زیاد شده گنبدت بس گرهگشا بوده التماس دعا زیاد شده باز هم پشت پنجره فولاد یا رضا یا رضا زیاد شده **** گر چه دارم مراد بیش از حد لطف داری زیاد بیش از حد هیچ کس مثل تو امام رضا حاجتم را نداد بیش از حد تا نگاهم کنی میآیم باز سمت بابُالجواد بیش از حد **** در حرم اختیار رفت از دست این دلِ بیقرار رفت از دست آب دیدم میان صحنت باز جگرم چند بار رفت از دست یاد آن مادری که با گریه داد زد شیرخوار رفت از دست **** صحنت مدینه و نجف و کربلای ماست اینجا بهشتِ مرحمت و رحمتِ خداست فولاد اگر شفا دهد از برکت شماست اذن دخول دِه، که دلم بیقرار شد چشمم پُر از ستارهی دنبالهدار شد یک گوشه از حریم تو فریاد میکِشم خود را کنار پنجره فولاد میکِشم با اینکه بالهای خیالم شکسته بود حسّ خیال من، پَر و بال مرا گشود دیدم در آسمانِ حریمت کبوترم دیدم کنار پنجره فولاد، مادرم در حال اشک، بعد مناجات با خدا همواره عاشقانه صدا میزند تو را آقا به جان مادر پهلو شکستهات حرفی بزن تو با دل آهوی خستهات حالا کنار حوض حرم، زُل زدم به آب گفتم به آب، جملهی وای از دلِ رباب بس کن رباب حرمله بیدار میشود