نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

نافع بن هلال! اسب بیسوار من پناه بسته به یال نافع بن هلال! میکُشن حسینو پیش چشم اهل و عیال تشنه ولی شریعه در خروشه چشم همه به گودی گلوشه حاضرن آبو رو زمین بریزن یه قطره هم ندن حسین بنوشه **** مظلوم بودی و از آب فرات محروم بودی تشنه بودی و زیر هجمهی دشنه بودی و هر چه بادا باد ریّان ابن شبیب! جدّ مارو غریب گیر آوردن ریّان ابن شبیب! آبو واسه حبیب دیر آوردن تو شیب گودال سرازیر شد حسین پیر شد، حسین پیر شد آخ تَه گودال زمینگیر شد حسین پیر شد، حسین پیر شد بیآبرو شه پیرهن کهنهتو میخواد کجا بپوشه حیا نداره که لاأقل یه چیزی رو تنت بذاره مونده روی زمین پیکر تو رها
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد