نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

(میشویمت ای همسرم، با اشک چشمانم تو را در این دل شب میروی، از خانهام زهرا کجا؟)۲ اسما بریز آب روان، اما کمی آهستهتر ۲ از کینهی دشمن شده، زهرای من بشکسته پر (بر پیکر از گل نازک او، مانده نشانه از تازیانه آخر گرفت از من فاطمه را، دست زمانه با هر بهانه)۲ خدانگهدار، زهرای حیدر... (بر روی دیوار از غمت، سر میگذارد حیدرت ماندم که دستش میرسد، بر زخم روی پیکرت)۲ بر صورت نیلی تو، میگرید آن خیبر شکن۲ خواهد شد او با خبر از، کوچه و آن راز حسن بر صورت از سیلی کبودت، دستش رسیده اشکش چکیده آن باغبان که گل را ندیده، حالا که دیده رنگش پریده خدانگهدار زهرای حیدر... من میبرم جسم تو را، از آشیانه نیمه شب۲ در زیر تابوتت علی، جانش دگر آید به لب زینب ندارد طاقتی، در زیر تابوت دیدهام چند قطره خون تازهای، می آید و خون شد دلم پهلو شکسته، قامت خمیده، آید به صحرا در بین اعدا۳ بر روی نیزه، رأس حسینش، بر سر زند او با درد بازو جانم حسین جان...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد