نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

میآیم تا ببارم بغض ابر بهارم میماند پیش دریا موجِ دنبالهدارم هوس خلوت دارم به حرم دعوت دارم ای راه هشتم تا خداوند ای انتشار نور و لبخند هر جا باشم من پشت پنجره فولادم گرچه بر بادم میمانی آقا در یادم آه چه شود آهویت باشم دو سه شب در کویت باشم دلِ یک صحرا مجنونم به تو و چشمانت مدیونم به نگاهی امدادم کن من خرابم آبادم کن چو کبوتر جَلدم کردی زِ قفس یک شب آزادم کن در دلم طوفان دارم به شما ایمان دارم با غمت مأنوسم، اهل شهر توسم پای زوّارت را میبوسم هر که بودم هر که هستم بر کسی مربوط نیست! بر امام مهربان خود، پناه آوردم دیدم همه جا بر در و دیوار حریمت جایی ننوشته است گنهکار نیاید روا بوَد که گریبان زِ هجر پاره کنم دلم هوای تو کرده بگو چه چاره کنم؟ یا امام رضا...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد