نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

امشب قرار، یارِ دلِ بیقرار شد یعنی که باب میلِ همه روزگار شد نورِ دو چشمِ حضرتِ بابَ الحوائجی وا کرد چشم و خاک، خزانش بهار شد سلطان رسید و قاعدهها گشت زیر و رو رعیت شدن، میان جهان افتخار شد وقت نجات مردم ایران رسیده است شُکر خدا که کشورمان، کعبهدار شد کرده طلوع باز علی جان و این جهان سرزنده از مسیحِ دمِ ذوالفقار شد ای عزّتِ بدونِ کرانه خوش آمدی ای سومین علیِ زمانه خوش آمدی ای خوشترین ترانهی لبهای من سلام نِعمَ الرفیق، عشق من، آقای من سلام ای زندگی من، شب و روزم، عزیز من ای از قدیم در دلِ شیدای من سلام مجنونتر از همیشه به پابوس آمدم جانان و جان و حضرت لیلای من سلام ای آبروی من، کس و کارم، پناه من سرمایهام، تمامیِ دنیای من سلام ای دین من، قیامت من، ای بهشت من ای عاقبتبهخیریِ فردای من سلام هر جا دلم شکست، رسیدی به داد من من غافل از تو بودم و بودی تو یاد من اصلا بعید نیست که نامِ سیاهها گردند تحت قبّهات از بیگناهها ای کربلای من، نجفِ من، بقیعِ من ای مشهدِ تو جمع همه بارگاهها قربان کیمیای دو چشمان مست تو آقا مرا نگاه کن از آن نگاهها در کوی تو شکستهدلی میخرند و بس ذکر خداست پای ضریح تو آهها تو زیر سایهات همه را راه میدهی یا ایّها العزیزِ همه بیپناهها تو سایهات شبیهِ خدا بر سر همه است مهماننوازیات چقَدَر عین فاطمه است غیر از درِ تو این همه لطف و کرم کجاست؟ اصلا پناه اوّلم و آخرم کجاست؟ یادشبهخیر خاطرهی اولین سلام آن روزهای گم شدنم در حرم کجاست؟ لطف تو آنچنان بغلم کرده بود که یادم نبود گم شدهام، مادرم کجاست! خیلی عوض شدم، عوضم کن به یک نگاه گردیدهام وبال تو، بال و پَرم کجاست؟ گردید قطره قطره چرا سیل اشک من حال و هوای سابق چشم ترم کجاست؟ خیلی هواییِ حرمم باز، بیگمان آقا سوال کرده که این نوکرم کجاست؟ خیلی دلم گرفته مرا روبهراه کن مثل همیشه کوه غمم را تو کاه کن این دردها بدون تو درمان نداشتند این ابرها بدون تو باران نداشتند بود آخرالزمان چقَدَر هولناک اگر ایرانیان امام رضاجان نداشتند مشهد اگر نبود که اینگونه پنجتن لحظه به لحظه لطف به ایران نداشتند این ملّتِ امام حسینی بدون تو در فتنهها که جرئت طوفان نداشتند جانم فدات، دست گرفتی چقدر از آنان که ذرّهای به تو ایمان نداشتند ای بهترین پناه، برای همه سلام ای مهربان امام رضای همه سلام سوگند میخورم به سلیمان کربلا در مشهدت شدیم مسلمان کربلا مدیون لطف پنجره فولادِ مشهد است هر کس که بین ما شده مهمان کربلا جان جواد، قسمت ما کن اباالجواد تنگِ غروب، نَمنَم باران کربلا این جا بُوَد حسینیه یا که حرم چقدر هستند زائران تو گریانِ کربلا این کاسههای زرد خودش روضه گشته با تمثالِ دستِ ساقیِ عطشانِ کربلا از آب هم مضایقه کردند کوفیان خوش داشتند حُرمت مهمان کربلا ای کشتهی فتاده به هامون حسینِ من ای صید دست و پا زده در خون حسینِ من
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد