
كارم آه و شب زنده داری بابا مردم از بی قراری می خوای جون به لب هام بیاری با این لب كه داری بابا، مگر تو، دختر نداری سر داری اما، پیكر نداری بابا جانم، كجایی كجایی پس كی سر روی پاهام می ذاری پس كی گوشواره هامو میاری انگار دیگه منو دوس نداری *** روز و شب برام شام تاره شب ها می شمارم ستاره با این چادر پاره پاره حالم گریه داره خوندم نمازامو، با یاد عاشورا خانوم خانومم، مثل خود زهرا هرجا كه جون به لب هام می اومد اشك خون از تو چشمام می اومد می گفتم كاشكی بابام می اومد *** اسمت ناله ی بی صدامه دست عمه جونم عصامه صدتا خار تو زخم پاهامه درد بی دوامه امشب دل من، تنگ بابامه امشب خرابه، كرببلامه خار صحرا هنوز تو پاهامه زندگیم زحمت عمه هامه برق سیلی هنوز تو چشامه باباجون، كی می آیی عزیزم