
ای ماه شام تارم، کجایی بابا حسین؟... ای جان باب از چه نگیری به بَر مرا؟ افکندهای چو اشک چرا، از نظر مرا؟ ای ماه شام تارم، کجایی بابا حسین؟... ای مهربان پدر زِ چه نامهربان شدی؟ ای ماه شام تارم کجایی بابا حسین؟ مهر تو بیشتر بُد از این پیشتر مرا ای ماه شام تارم کجایی بابا حسین؟ رنجیدهای ز من که جوابم نمیدهی ای ماه شام تارم، کجایی بابا حسین؟ دستی به رخ بکش غمی از دل ببر مرا ای ماه شام تارم، کجایی بابا حسین؟ ای ماه شام تارم، کجایی بابا حسین؟... با همرهان طریق وفا را نده ز دست هر جا که میروی ببر ای همسفر مرا (ای ماه شام تارم، کجایی بابا حسین؟)۳ آن شب ز عمه طفلی سراغ پدر گرفت اختر ز ماهتاب سراغ قمر گرفت ای ماه شام تارم، کجایی بابا حسین؟... تا روی زرد خویش کند سرخ پیش خصم یاری زِ چشم خویش به خون جگر گرفت ای ماه شام تارم، کجایی بابا حسین؟