نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

غَریب بود، حَبیب خدا عصر روز دَهُم، بی حَبیب بود غَریب بود، یه لشگر برا کشتن یک نفر، این عَجیب بود آسمون تیره وتار شُد بین گودال گرفتار شُد اونقَدَر نیزه اومد که قتلگاه مثل نِیزار شُد سَرِت، واوِیلا حَنجَرِت، واوِیلا ببین اومده مادرت، واوِیلا اونی که زیر دست وپا مونده، عَزیزِ زینبِ سَرِش به روی نیزهها مونده، عَزیزِ زینبِ اونی که پِیکَرِ پُر از زَخمِش میان خاک وخون تو دشت کربلا رها مونده، عَزیزِ زِینبِ اِی عزیز دِلَم، اِی حسینِ شَهیدم...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد