
نوحوا علی الحسین، که جدت غریب بود در بین سی هزار نفر بیحبیب بود نوحوا علی الحسین، که یک شاهِ بیپناه تنها فتاده بود به چنگال یک سپاه نوحوا علی الحسین، لبش تشنه و کباب میگفت از عطش جگرم آب آب آب نوحوا الائمه گفت (نوحوا علی الحسین...) نوحوا علی الحسین، غریبانه کشته شد نوحوا علی الحسین، چو بیگانه کشته شد نوحوا علی الحسین، هوا گشت نیلگون شد آسمان به رنگ کبودی و نیلگون نوحوا علی الحسین، به سر زینب غمین آمد دوان به خیمهگه زین العابدین تا عمه جان پردهی آن خیمه را کشید یعقوب کربلا چو هوا را به دیده دید نوحوا علی الحسین، سری روی نیزههاست سر از تنش جدا و تنش از سرش جداست از بس پر است تا لبِ حلقوم نیزهها خونت چکان چکان شده از بومِ نیزهها شیخالائمه گفت، نوحوا علی الحسین نوحوا علی الحسین و سلامٌ علی الحسین... ***** با پای پیاده، بازم بردن یه مرد و بیاراده (این آتیش و هیزم، دیگه چی میخواد از این خونواده)۲ معلومه میبُره نفس واسه این روضهای که خودش یه پا فاطمیهست (شهر مدینه این دفعه حُرمت یه پیر مردو وسط کوچه شکست)۲ درد حسنو، مو به مو میبینه داره یه غمی دم به دم تو سینه رو خاک زمین با یه قلب مضطر زیر لب میگه آخ بمیرم مادر وای مادر، مادر، مادر... **** میباره چشامو میره روضه دوباره سمت شامو (بازم دستِ تقدیر گذاشته بینِ بزم مِی امامو)۲ مقتله و نقلِ بلا خوبه اینجا خبری نبوده از تشتِ طلا (نبوده حرف خیزرون یا که بعدش نمیره بچهای تو خرابهها)۲ (نه خواهرشو به اسیری بردن نه واسه کسی صدقه آوردن)۲ پیکرش نبود روی خاکِ صحرا بیغسل و کفن زیر پای اسبا وای (جَدیالحسین)۳... **** ابا بصیر، تو خونهت برا حسین روضه بگیر ابا بصیر، گریه کن برا جد ما دل سیر (ابا بصیر)۲ گریه کن برا حسین با وضو، نوحوا علی الحسین (گریه کن برای تیرِ تو گلو، نوحوا علی الحسین)۲ آه (یا جَداه)۳... ابا بصیر، یه تنِ زخمی و صد هزار تیر (ابا بصیر، چیده شد حسینِ ما بین حصیر)۲ از عقیقِ ساربان برده بگو، نوحوا علی الحسین (از لبای خیزران خورده بگو، نوحوا علی الحسین)۲ آه (یا جَداه)۳... ابا بصیر، روضه سنگینه عقیله شد اسیر (ابا بصیر، داغ زینب هممونو کرده پیر)۲ (خیمه با حرامیها شد روبهرو، نوحوا علی الحسین)۲ (اینه حال بچههای بیعمو، نوحوا علی الحسین)۲ آه (یا جَداه)۳...