غریب بودی و هنوزم غریب هستی
مسعود پیرایشپسندیدن8
بازدید400+
غریب بودی و هنوزم غریب هستی که از یک زائر حتی بینصیب هستی قرار نیست برداره این غریبی دست از سرت قراره که بیحرم باشی مثل مادرت حرم نداری یار با وفایی غیر غم نداری روضهخون کم، ولی روضه کم نداری حرم نداری بمیرم که سایهبونی هم نداری از حرم هرچی بخوام بگم نداری توی طوفان بلایی آقا (ولی آرومی)۲ آخه از یه سنگ قبر ساده (چرا محرومی)۲ بمیرم کمه واسه مظلومیت (چقدر مظلومی)۲ (حسن یا مولا یا مولا) امون از وقتی که صبر تو سر اومد روی لبهات لختههای جگر اومد به یاد اون میخ در، پر از خونه سرفههات به یاد اون کوچههاست که میلرزه دست و پات لبات میسوزه زینبم با گریه پابهپات میسوزه واسه گریههای بیصدات میسوزه لبات میسوزه در و دیوار خونه باهات میسوزه زهر هم انگاری دلش برات میسوزه مثل مادر از نفس افتادی (امون از کینه)۲ هنوز از صدای ضرب سیلی (سرت سنگینه)۲ بار دومه داری جون میدی (مصیبت اینه)۲ (حسن یا مولا یا مولا)