تصویر حاج محمدرضا طاهری - یه دختری که همه عمرش غریب بود از ابتدا

یه دختری که همه عمرش غریب بود از ابتدا

[ حاج محمدرضا طاهری ]
  • 800+
  • 3
  • 0
یه دختری که همه عمرش غریب بود از ابتدا
یه خونه بود و یه مادر بود، شروع شد این ماجرا

چهار ساله بود که مادرش پَرپَر زد
غربت از اون روز خونه‌شونو در زد

تشییع جنازه دیده خانوم، ای داد!
روی مزار مادر اون شب افتاد

زینب زینب، مثل کوهی محکم
زینب زینب، عجینه با تو غم...

*****

روزا گذشتن، رسید وقتِ وداع با شیر خدا
قمر شکست و شکست زینب، شهید می‌شه مرتضی

حالا حسَن شد تکیه‌گاه خانوم
حالا برادر شد پناه خانوم 

انگار نمی‌شه خوش بمونه زینب
دیده که تشتی غرقِ خونه زینب 

ای وای ای وای، حسَن غرقِ خونه 
ای وای ای وای، که وقتِ بارونه

زینب زینب، مثل کوهی محکم
زینب زینب، عجینه با تو غم...

*****

چه سرگذشتی، چه دنیایی، جدایی از راه رسید
چه روزگاری، کسی اشک چشم زینب رو ندید

وقتِ وداعش با حسینش دِق کرد
می‌گفت برو امّا دوباره برگرد

آخر تُو گودال غرقِ خون شد، ای داد!
زینب همون‌جا پای نیزه جون داد 

ای وای ای وای، داره خون می‌باره 
ای وای ای وای، میونِ بازاره

*****

(سَری به نیزه بلند است در برابر زینب
خدا کند که نباشد برادر زینب)

پربازدید‌ترین‌های زمینه حضرت زینب (س)(محرم و صفر)

محبوب‌ترین‌های حضرت زینب (س)(محرم و صفر)

محبوب ترین‌های حاج محمدرضا طاهری

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد