نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

یک سال و نیم که هر جایی که میشد حرف تو رو زدم تا دَم آخرم از حق تو حسین کوتاه نیومدم سلاح جهادِ من بود خطبه و فریاد نذاشتم عوض شه جای شهید و جلّاد من زینبِ فاطمهام، عقیلهی بنیهاشمم تو اوج غصّهها با دستِ بستهام موندم به پای تو مو سفیدمو، قد خمیدهی زینب، به فدای تو عَلم رو به دوش گرفتم به جای عباس فهمیدن همه که زینب، دخترِ مولاست من زینبِ حیدرم، برا خودم یه پا لشکرم هر کس میخواد بشه قربونیِ امام از این مسیر میره، تو زینبیه و از دستای خودم امضاشو میگیره سربازهای لشکر من میبندن عهدی خونِشونه نذر راه ظهور مهدی من هم مثل مادرم، شهیدهی شهیدپرورم
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد