نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

گودال شلوغه پیش چشامه هنوزم، کی میگه دروغه؟ گودال عجیبه بین یه لشکر مسلمون، حسینم غریبه آه از این دنیای بیوفا سرتو بریدن از قَفا آه از این دل پُر از گِلِه میزدن تو رو باحوصله این وسط شمرو دیدم فقط میزدت با عصبانیت وَ سَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا دردم اینه تو رو کشتن با وضو وَ سَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا خواهرت با قاتلت شد روبهرو وای حسین من، حسین من، حسین من، حسین من... گودال به هم ریخت تا نالهی مادرم رو شنیدم، دلم ریخت گودال به هم ریخت بعد از تو یک لشکر بیادب رو سرم ریخت آه از این دشمن بددهن ناسزا گفتن همه به من رو به مقتل تو کردمو به تو گفتم غم و دردمو روی دست شمره خون تو من برم کجا بدون تو؟ وَ سَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا روی چادر مَنه پای عَدو وَ سَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا من کجا فرار کنم؟ خودت بگو وای حسین من، حسین من، حسین من، حسین من... گودال منو کُشت بالاسرت اون همه جار و جنجال منو کُشت گودال منو کُشت اون پیرهن پاره، اون جسم پامال منو کُشت آه از اون بُنَیَّ گفتنات پُرِ سنگه همه دامنات جووناشون هم اگر زدن پیرمردا بیشتر زدن این نبود تمومِ ماجرا چشمشون افتاد به خیمهها وَ سَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا اینه حالِ خیمههای بیاَمون وَ سَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا روضهخون بیشتر از این دیگه نخون وای حسین من، حسین من، حسین من، حسین من...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد