نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

عطا کردی، خطا کردم، خطا کردم، عطا کردی وفا کردی، جفا کردم، جفا کردم، وفا کردی تو بیشرمی ز من دیدی و بر رویم نیاوردی ز عبد بیحیای خود حیا کردی، حیا کردی مرا هر لحظه زنجیره گناهی بود بر گردن تو خواندی و مرا از آتش دوزخ رها کردی من از تو قهر کردم، تو پیام آشتی دادی کرم کردی دوباره این فراری را صدا کردی من بیچاره از غفلت، دویدم جانب شیطان تو از رحمت مرا با دوستانت آشنا کردی تو بخشیدی گناهم را، خریدی اشک و آهَم را تو زخمم را شفا دادی، تو دردم را دوا کردی من از فرمان تو کردم تمرّد، بارمعبودا تو حاجات مرا بر لب نیاورده روا کردی من از خود آبرو بردم، تو بر من آبرو دادی من از غفلت چهها کردم، تو از رحمت چهها کردی اگر میخواستی در آتش قهرت بسوزانی چرا این رو سِیَه را زائر کربوبلا کردی گرفتی در بغل تا قبر ثارالله را میثم به سوی حق فرار از آتش قهر خدا کردی
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد