تصویر سید مجید بنی فاطمه - در سایه جهالت عمری خراب کردم

در سایه جهالت عمری خراب کردم

[ سید مجید بنی فاطمه ]
در سایه‌ی جهالت عمری خراب کردم
وقتی که پشت خود را بر آفتاب کردم

حتی عبادت من بوی ریا گرفته
در توبه‌ای حقیقی تَرکِ ثواب کردم

یا مُنتَهَی الرجایا یا غافرَ الخطایا
بر روی بخششِ تو خیلی حساب کردم

با روی خوش برایم آغوش باز کردی
وقتی تو را میان گریه خطاب کردم

تنها تو راه داری در خانه‌ی دل من
غیر از تو هرکه آمد نزدم جواب کردم

بابِ نجات یعنی بابُ الحسین از این رو
تا بوسه گیرم از شش‌گوشه شتاب کردم

هر کس کشیده بر دل تصویری از وطن را
من عکسِ کربلا را بر سینه قاب کردم

نان و نمک حسین است، سنگ محک حسین است
گفتم حسین و در دل‌ها انقلاب کردم

مویی سپید کردم در روضه‌های آقا
کی من سپید مو را در آسیاب کردم

حتی خودِ خدا هم امشب به گریه افتاد
تا روضه‌ی عطش را من انتخاب کردم

بر کاسه‌های شیرِ افطار خیره بودم
دل رفت پشت خیمه، یاد رباب کردم

از کامِ خشکِ طفلِ شش‌ماهه یادم آمد
هر لحظه‌ای که مشتم را پر ز آب کردم

تیر سه شعبه بود و حلقوم پاره پاره
سر نیزه بود و می‌رفت تشییع شیرخواره

پربازدید‌ترین‌های شعر اول سید مجید بنی فاطمه مناجات با خدا(سایر موضوعات)

پربازدید‌ترین‌های شعر اول مناجات با خدا(سایر موضوعات)

محبوب‌ترین‌های مناجات با خدا(سایر موضوعات)

محبوب ترین‌های سید مجید بنی فاطمه

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد