نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

با نگاهی راحتم کن از بلایا زودتر دور کن قلب مرا از حُبّ دنیا زودتر یا غیاثَ المُستَغیثین کار دستم داده نفْس غرقِ عُصیانم بگو میبخشی آیا زودتر داشتم شرم از تو و لطفت اگر دیر آمدم پس ببخش این بندهی بیآبِرو را زودتر هر چه دور افتادم از تو، شد گناهانم زیاد هر زمان دیر آمدم افتادم از پا زودتر سهلانگارم، خودم میدانم اما سالهاست بردهام نام تو را در هر تقاضا زودتر لطف کن یا قاضیَ الحاجات حالِ خوش ببخش این مریضِ مَعصیت را کن مُداوا زودتر موج اقیانوس غفلت میبَرَد با خود مرا رفتهام از دست، کاری کن خدایا زودتر خوب شد العفوهایم شد مُزَیَّن با حسین توبههایم میرود اینگونه بالا بیشتر مثل آن آقا که مشتاقانه بینِ قتلگاه داشت پیراهن، سرش را داد اما زودتر
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد