
صدا زدی عمو عمو جان دادم رسیدم و کنارت تو افتادم چنان رمق گرفته شد از جانم نمیرسد به گوش تو فریادم (جوانان بنی هاشم رفت از حرم قاسم) *** چگونه سوی مادرت برگردم نفس بکش عزیز من دق کردم تن تو را من از دل سنگ و تیغ کشان کشان به خیمه ها آوردم در آغوشم زدی پر پر گشتی هم قد اکبر (جوانان بنی هاشم رفت از حرم قاسم) *** زِ یک دگر جدا شده اعضایت حَسن شده حَسن ز سر تا پایت ز چشم تو گرفته ام خون ها را که میروی به دیدن بابایت به خاک و خون کفن جسمت تابوت حسن جسمت (جوانان بنی هاشم رفت از حرم قاسم) *** صدا زدی عمو عمو جان دادم رسیدم و کنارت تو افتادم چنان رمق گرفته شد از جانم نمیرسد به گوش تو فریادم دویدم من از حرم اُفتان و خیزان بگو هر آنچه خواهی جانم قاسم جان (جوانان بنی هاشم رفت از حرم قاسم) ***