
بر زلف چون كمندش ای دل مپیچ كآنجا سرها بریده بینی بی جرم و بی جنایت زآن یار دل نوازم شكریست با شكایت گر نكته دان عشقی بشنو تو این حكایت رندان تشنه لب را آبی نمی دهد كس گویا ولی شناسان رفتند از این ولایت از صدای سخن عشق ندیدم خوش تر یادگاری كه در این گنبد دوار بماند زینت دوش نبی روی زمین جای تو نیست خار و خاشاك زمین منزل و مأوای تو نیست