شعرخوانی | به خواب غفلت اگر مانده ام سحر ها

شعرخوانی | به خواب غفلت اگر مانده ام سحر ها

[ سیدمهدی حسینی ]
به خواب غفلت اگر مانده‌ام سحرها را
ولی صدا زده‌ای عبد بی‌سر و پا را

گناه پشت گناه آمد و زمینم زد
چنان که برده ز یادم مسیر دریا را

به گریه‌ی سحری کاش عادتم بدهی
کمی به من بچشان لذت تماشا را

اسیر غفلتم‌و مرگ رفته از یادم
بگو چکار کنم قبر و حول آنجا را

بیا همین شب سوم بگو که بخشیدی
بیا همین شب سوم قبول کن ما را

به آبروی علی آبروی ما نرود
به زیر پرچم او ییم صبح فردا را

به عشق شاه نجف عاقبت به خیر شویم
اگر علی بزند پای نامه امضا را

به غیر روضه به جایی نمی‌برم راهی
رها نمی‌کنم این تکیه‌گاه و ماوا را

نگیر از من بیچاره کنج هیئت را
نگیر از من مرده این مسیحا را

تو را به حق رقیه حلال کن ما را
حلال کن که نمردم ز غصه‌اش یارا

تمام غصه و غم‌های او ز یادش رفت
همین که نیمه‌ی شب دید روی بابا را

چقدر زینب کبری به ساربان رو زد
که روی نیزه نبیند رقیه سرها را

رقیه را وسط ازدهام سیلی زد
همان که در وسط کوچه کشت زهرا را

پربازدید ترین مناجات سیدمهدی حسینی محرم و صفر مناجات با خدا

پربازدید ترین مناجات محرم و صفر مناجات با خدا

محبوب ترین محرم و صفر مناجات با خدا

محبوب ترین سیدمهدی حسینی

نظرات