
شراب عشق نوشید آنکه در جامش علی باشد مسلمان میشود آنکس که اسلامش علی باشد خدا میخواست پیغمبر که پیغامش علی باشد ظهورش شد علی آغاز و انجامش علی باشد مسلمان می شود هرکس که اسلامش علی باشد خدا آورد در شعبان علی آخرینش را خدا را شکر میبینیم امیرالمومنینش را دلی دیگر نمیماند که گیسویی کمند آمد بهشت افتاد در پایش که بالایی بلند آمد دهان ما که وا مانده زبان ما که بند آمد دلیری دلپسند آمد، امیر بیگزند آمد حسینش را ندیدیم و خدا آورد عینش را خدا آورد با نرگس حسین ابن حسینش را خدا آورده آری مرتضای مرتضاها را همه ابن الکریم، ابن الجواد، ابن الرضاها را پس از سوالقضا رو کرده او حسن القضاها را که پر کردهاست بوی حُسن یوسفها فضاها را عَلم بر دوش میآید به عالم گام میکوبد کنار مرقد زینب علم در شام میکوبد اگر این بال بگذارد هوای سوختن دارم قمار عشق یعنی که خیال باختن دارم مرا عهدیست با جانان که تا جان در بدن دارم هواداران کویش را چو جان خویشتن دارم دعای عهد میخوانم ببینم جان زهرا را ببینم تیغ جوهردار خون خواهان زهرا را دوباره میدهد رزمش به میدان اعتبارش را همان وقتی که میگیرد به دستش ذوالفقارش را علی حظ میکند وقتی ببیند تار و مارش را نیاید کافرش سر را نبیند الفرارش را چه میدانی که این سویش علم دست علمدار است چه رزمی میشود وقتی علیاکبر جلو دار است نباید فرق باشد در ظهور و غیبتش ما را صدامان میکند حتما برای رجعتش ما را هوایی میکند روزی هوای صحبتش ما را خطیب کعبه میخواند برای بیعتش ما را زمانش میرسد نورش به این مرداب میریزد زمانش میرسد زهرا به پشتش آب میریزد مرا چشمیست خون افشان ز دست آن کمان ابرو جهان عاشق شود روزی از آن چشم و از آن ابرو چنان طوباست آن قامت که باشد سایبان ابرو زمین بیعشق میخشکد، ببار ای آسمان ابرو هوای ابری ما را بیا خورشید باران کن بیا ما را کنار خود شبی ششگوشه مهمان کن دل مجنون به جز با دیدن لیلا نمیسازد به جز تو هیچ کس با ما رعیتها نمیسازد مزار مادرت را غیر تو آقا نمیسازد و جز آب و هوای کربلا با ما نمیسازد شود آیا که با تو یک زیارت یک شب جمعه بخوانی از اسارت از جسارت یک شب جمعه