تصویر حاج محمدرضا بذری - سوی مجنون برسانید که لیلایی هست

سوی مجنون برسانید که لیلایی هست

[ حاج محمدرضا بذری ]
سوي مجنون برسانيد كه ليلايی هست
ما شنيديم در اين شهر كه آقائی هست

دورِ اين خانه شلوغ است اگر جائی هست
دردمنديم و دلی‌خوش كه مداوائی هست

شب عيد است بيائيد حنا بگذاريم
سر به خاکِ قدمِ مردِ دعا بگذاريم
 
تا پدر چشم به چشمانِ تو احيا دارد
پَرِ گهواره‌ي تو روحِ مسيحا دارد

و حَسَن خيره به چشمانِ تو، نجوا دارد
نوه­‌ي حضرت زهراست تماشا دارد

جلوه­‌ي تام علي بر تو مبارک‌بادا
سومين نام علي بر تو مبار‌ک‌بادا

فُطرسي آمده و از تو پري مي‌خواهد
از تو عيسي نفسِ ناب‌تري مي‌خواهد

يوسف از دستِ تو مژگانِ تري مي‌خواهد
كه غبارِ قدمت رفته‌گَري مي‌خواهد

يا كريميم و سرِ جاده­‌ي تو شيعه شديم
ما كنارِ پرِ سجاده‌ي تو شيعه شديم

عشق وقتي به نهايت، به نهايت برسد
تازه شايد كه سرش بر كفِ پايت برسد

چشمِ جبريل اگر سوي عبايت برسد
نه محال است مقامش به گدايت برسد

نه فقط پهنه‌ي افلاک نمك‌گير تواند
تو از اين كشور و اين خاك نمک‌گير تواند

مثلِ پيراهنِ يوسف كه به كنعان آمد
مثلِ ابري كه سرِ خاک بيابان آمد

صاحب خانه‌ي خود جانبِ ايران آمد
خانه­‌ي مادريش شاهِ خراسان آمد

خاکِ ما خانه­‌ي تو سايه مطلق داري
حقِ آب و گِل و بر گردنِ ما حق داري
 
عشقِ ايرانيِ ما كارِ بنايت با ماست
حوض و فوّاره و ايوانِ طلايت با ماست

طاق، گلدسته، رواق، آينه‌هايت با ماست
خادميِ حرم و صحن و سرايت با ماست

طرحِ زيباتري از باغِ جنان مي‌سازيم
و ضريحِ نويي با فرشچيان مي‌سازيم

مصلحت بود اگر شيرِ خدا مي‌گشتي
تو علي هستي و شمشيرِ خدا مي‌گشتي

مست از جلوه­‌ي تكبيرِ خدا مي‌گشتي
تک‌سوارِ عرب و تيرِ خدا مي‌گشتي

بازوي هاشميت تيغ دو دَم گر مي‌داشت
كربلا زيرِ قدم هات تَرَک بر مي‌داشت

واژه ات خطبه شد و تيغِ علي‌وار آورد
خطبه‌ات شورِ علي در دلِ پيكار آورد

چه بلائی به سرِ كاخِ ستمكار آورد
شيعه را با شب و شمشير و دعا بار آورد

با تو در شام عجب معركه بر پا شده بود
كه دعا گوي شما زينبِ كبری شده بود

پربازدید‌ترین‌های شعر مدح امام سجاد (ع)(اعياد و ولادت‌ها)

محبوب‌ترین‌های امام سجاد (ع)(اعياد و ولادت‌ها)

محبوب ترین‌های حاج محمدرضا بذری

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد