نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

سوی مجنون برسانید، که لیلایی هست ما شنیدیم در این شهر که اقایی هست دور این خانه شلوغ است، اگر جایی هست دردمندیم و دلی خوش، که مداوایی هست شب عید است، بیایید حنا بگذارید سر به پای قدم مرد دعا بگذارید تا پدر چشم به چشمان تو احیا دارد پره گهوارهی تو، روح مسیحا دارد و حسن، خیره به چشمان تو نجوا دارد نوهی حضرت زهراست، تماشا دارد جلوهی نام علی، بر تو مبارک بادا سومین نام علی، بر تو مبارک بادا فطرسی آمده و از تو پری میخواهد از تو عیسا، نفس نابتری میخواهد یوسف ازدست تو مژگان تری میخواهد که غبار قدمت، رفتهگری میخواهد یا کریمیم و سر جادهی تو، شیعه شدیم ما کنار پره سجادهی تو، شیعه شدیم عشق وقتی به نهایت، به نهایت برسد تازه شاید که سرش، بر کف پایت برسد چشم جبریل، اگر سوی عبایت برسد نه محال است، مقامش به گدایت برسد نه فقط پهنهی افلاک، نمکگیر تو اند تو از این کشور و این خاک، نمکگیر تو اند مثل پیراهن یوسف، که به کنعان امد مثل ابری که سر خاک بیابان امد صاحب خانهی خود، جانب ایران آمد خانهی مادریاش، شاه خراسان آمد خاک ما خانهی تو، سایهی مطلق داری حق آب و گل و بر گردن ما حق داری عشق ایرانی ما، کار بنایت با ماست حوض و فواره و ایوان طلایت با ماست تاق گلدسته، رواق آینههایت با ماست خادمی حرم و، صحن و سرایت با ماست طرح زیبا تری از باغ جنان میسازیم و ضریح نویی با فرشچیان میسازیم مصلحت بود اگر شیر خدا میگشتی تو علی هستی و شمشیر خدا میگشتی مست از جلوهی تکبیر خدا میگشتی تک سوار عرب و تیر خدا میگشتی بازوی هاشمیات، تیغ دو دم گرمیداشت کربلا زیر قدمهات، ترک بر میداشت رخصتت بود اگر یک تنه لشکر بودی میمنه میسره بودی و مکرر بودی ای امام ابن امام، از همه بهتر بودی رخصتت بود اگر حضرت حیدر بودی کربلا دید پدر را، نفست یاری کرد وه که با نام تو عباس، علمداری کرد واژهات، خطبه شد و تیغ علی وار اورد خطبهات شور علی، در دل پیکار اورد چه بلایی به سر کاخ ستمکار اورد شیعه را با شب و شمشیر و دعا بار اورد با تو در شام، عجب معرکه بر پا شده است که دعا گوی شما، زینب کبری شده است نشنید کسی که خونفشام دیده نشد گل نو ز دست باغبان بس چیده است گل به پیش چشم باغبان، چیده نشد
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد