نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

خدای عالی اعلی ندارد از تو عالی تر ندارد در بساط خود از این عالی تعالی تر علی حبهُ الجنة قسیم و نار و الجنة بحمدالله و منه ولی الله است بالاتر اگر پا بر زمین کوبد علی افلاک میروبد نباشد در کف دستش از این عالم سفالی تر اگر فرش نجف گردیم حقا محترم گردیم که از قالیچه تبریز میگردی قالی تر علی باید فقط حتما امیر المومنین باشد علی آمد که اینبار زین العابدین باشد اگر جایی دهد زلفش دل دیوانهی ما را به بوی سیب او بخشم سمرقند وبخارا را درآغوش حسین است و به روی دامن زینب ببین بابا چه میبخشد گداها را لب گهوارهاش پروانهای بی تاب اگر دیدی بدان جبریل آورده است مبارک باد زهرا را اگر بابا بزرگ این است حتما این نوه غوغاست اذانش را علی گفت و به دستش داد دنیا را علی باید چُنان باشد علی باید چُنین باشد علی آمد که او انگار زین العابدین باشد خدا را شکر ما دیدیم شاه شهریان را خدا را شکر ما دیدیم ماهِ ماه شعبان را خدا این نکته را فرمود وقتی فاطمه خندید فرشته این سخن را گفت و برد از آسمان جان را که زهرا طور دیگر دوست میدارد میان این عروسانش عروس خاک ایران را ببین که میبرد امشب تبسمهای زیبایش دل مادربزرگش را دل اولاد سلمان را علی از ماست از داماد ما زین سرزمین باشد علی آمد که او اینبار زین العابدین باشد بنا این بود بنشینی وگرنه میر میدانی بنا باشد که برخیزی امیر تیغ دارانی برایت لا فتی الا علی میآید از بالا اگرسربند یا زهرا ببندی رو پیشانی هزار الله و اکبر را به بازوی تو میخوانم که با شمشیر میگردی علی اکبر ثانی علی اکبر ثانی نه تو بالاتر از آنی تو عباسی نه این هم نه که طوفان تر ز طوفانی علی درچهارده تصویر آمد دلنشین باشد علی آمد که اینبار زین العابدین باشد تو صبح و شام میگریی زسوز استخوان آقا به زخم کهنهی زنجیر بر زخم زبان آقا ز چشمانت که پرسیدند آقا سخت یعنی چه؟ سه دفعه شام گفتی و سه دفعه خیزران آقا قنوتت را که میدیدند خواهرها میگفتند امان از دزد انگشتر امان از ساربان آقا تو سی سال است میگریی چرا پیراهنش بردند تو سی سال است میسوزی ز لبخند سنان آقا علی آمد که عاشورا همیشه آتشین باشد علی آمد که اینبار زین العابدین باشد
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد