ماییم مست جام تو یا زینالعابدین
حاج محمدرضا بذریپسندیدن2
بازدید2.1K
ماییم مست جامِ تو یا زینُالعابدین خانه خرابِ نام تو یا زینُالعابدین هستیم مرغِ بامِ تو یا زینُالعابدین مستِ علی اَلدَّوام تو یا زینُ العابدین پس میدهم سلامِ تو یا زینُالعابدین دردم همین که با تو دوا میشود، بس است ذکرم همین که نام شما میشود، بس است لطف تو دستگیر گدا میشود، بس است وقتی که مستجاب دعا میشود، بس است با رحمت مدامِ تو یا زینُالعابدین با خاکِ تیره جز تو چه کس کرد زرگری؟ آبِ دهان کیست چنین کیمیاگری؟ آوردهام برایت اگر دیدهی تری فهمیدهام شکسته دلی خوب میخری بهبه به این مرام تو یا زینُالعابدین مُهرِ غلامی پدرت بر جبین ماست حُبُّ الحسین روز قیامت نگین ماست شَهبانوی مُجلله شورآفرین ماست نامش شرافت همهی سرزمین ماست ایران فدای مامِ تو یا زینُالعابدین نخلِ بهشت از رُطبت بوسه میگرفت جبریل از نمازِ شبت بوسه میگرفت سجاده نیز از لقبت بوسه میگرفت آنقدر حسین از دو لبت بوسه میگرفت جانم به این مقام تو یا زینُالعابدین نزدیکِ ذات، جای سجودت مشخص است بالای ساقِ عرش عمودت مشخص است یکپارچه علی است وجودت، مشخص است زهرا در این قیام و قعودت مشخص است حق کرده احترامِ تو یا زینُالعابدین ذکرِ عروج حلقهی رِندان صحیفه است شب روشنایی شبِ ایمان صحیفه است نهجالبلاغهایست فروزان صحیفه است شد خط به خط برادر قرآن، صحیفه است دارد شکر کلام تو یا زینُالعابدین کیسه به دوشِ شب به شبِ مهربانِ شهر آه ای یتیم دوستِ خرما و نانِ شهر آقای دوستان خدا، ای امانِ شهر ابری شدهست بار دگر آسمانِ شهر با سجدهی غلام تو یا زینُالعابدین مشتاق بوسه به رخ ماهِ تو زینب است از این به بعد پشت و پناه تو زینب است یک اربعین تکیهگاه تو زینب است وقتی علَم به دوش سپاه تو زینب است شد استوار گام تو یا زینُالعابدین کشتی عشق را به منزل رساندهای با دستهای بسته اگر خطبه خواندهای ابنِ زیاد را سرِ جایش نشاندهای کاخ یزید را به ذلّت کشاندهای احسنت بر قیام تو یا زینُالعابدین آویزِ دست مادر من نذر مرقدت دو گوشواره دختر من نذر مرقدت فرشی که هست در بَرِ من نذر مرقدت چیزی نداشتم، سرِ من نذر مرقدت قبر بدونِ بامِ تو یا زینُالعابدین شاید دوباره صحن و سرایی درست شد بین مدینه نیز بنایی درست شد یک گنبد امامرضایی درست شد آخر ضریحهای طلایی درست شد آنجا به احترام تو یا زینُالعابدین با ما زِ دردهای شبِ قافله بگو از زخمِ گردن و اثرِ سلسله بگو از خار پا و سوختن و آبله بگو از طرز خندههای بدِ حرمله بگو دوروبرِ خیام تو یا زینُالعابدین با تو حدیث کربُبلا ترجمه شد و دانه به دانهی شهدا ترجمه شد و با یک حصیر مرثیهها ترجمه شد و جسم مُرَمِّل بِدِما ترجمه شد و با اشک صبح و شام تو یا زینُالعابدین