
سوختن را لابهلای گریه معنا کردهایم در میان آب میسوزیم ما، اینیم ما آقاجان عالم ذر پیرهن مشکی تن ما کردهاند قرنها قومی عزاداریم، غمگینیم ما خاک ما را با گل فرهاد توام کردهاند بیقراران دو قطره اشک شیرینیم ما ظاهرا تعبیر خواب ما همیشه کربلاست پس نیازی نیست، یک پا ابن سیرینیم ما فرش روضهخانه ها را روز جارو میزنیم با کتیبه نیمهشب سرگرم تزئینیم ما روضهخوان لب وا کند ما گریه را سر میدهیم آنقدر شبهای محرم دهنبینیم ما (سالها در عمق آن گودال گیر افتادهایم)2 سالها گریهکن آن جسم خونینیم ما (بیشتر از شمر خولی را خدا لعنت کند)2 باخبر از ماجرای راس و خورجینیم ما (داغدار روضهی بزم شراب و خیزران)2 داغدار روضهی آن تشت زرینیم ما در تشت بودی، اضطرابش کشت ما را آن بیحیا ظرف شرابش کشت ما را بوی غذا، بوی کبابش کشت ما را چادرش از قفا کشیده شد زینب (حسین)2، یارالی آقا **** (بشین خونه رو دیگه جارو نکن)2 بذار زخم پهلوت بهتر بشه خودم از پس غربتم برمیام نمیخواد چشات واسه من تر بشه میدونم چقدر درد داری خانم باید با این درد مدارا کنی در خونمونو عوض میکنم به شرطی نیای تو درو (واکنی) نیازش زنانه بود که زد فضه را صدا محسن از داخل لگد میزد، عدو از پشت در هر دو خون کردند اما این کجا و آن کجا **** به جمال حسنی دستدرازی کردند تازه داماد حرم نیزه نقاب از تو گرفت هرکسی از پدرم از پدرت بغضی داشت انتقامی عوض آن دو جناب از تو گرفت تا به حالا نشده بود جوابم ندهی من صدایت زدم و سنگ جواب از تو گرفت بوی خون بدنت کرببلا را برداشت گل نیلوفریم نعل گلاب از تو گرفت ورم پلک لگد خورده دو چشمت را بست ورنه فکر حرم آرامش خواب از تو گرفت (گریهی تازه عروست وسط صدتا مرد)2 گریهها در وسط بزم شراب از تو گرفت شهادت احلی من عسل برا تو کرببلا رزم جمل برا تو بیا که وا کردم بغل برا تو، آروم جونم از سم مرکبا عسل چکیده نفسنفس نزن، نفس بریده قدت به قامت عموت رسیده، ای نوجوونم (جون عمو)2، چقدر ان تذکرونی از لبت ریخته (پاشو بگو)2، مگه چندتا سوار روی سرت ریخته **** مدینه دیگه جای زندگی نیست مدینه اون مدینهی قدیم نیست کیو بگم تو کشتنت سهیم نیست، فاطمه جونم محسنو کشتن، ما رو کشته داغش قبرش کجاست، با هم بریم سراغش این خونه سوسو میزنه چراغش، فاطمه جونم نذر کردم زهرا تو اگر خوب شوی ز مدینه برویم میخ را میکنم از روی در خانه بمان با وضع جسمت معنی اسمت عوض شد (قسمتکننده شد خود او، قسمت به قسمت)2 **** تنت از بس که به دور و بر من پاشیده مثل مومیست جداگشته به هم چسبیده نالهات زیر سم اسب مرا پیرم کرد چشمم از بعد علیاکبر خود ترسیده خوب شد نیمهی عمامه به چهرت بستم چه کسی صورت تو از دل من دزدیده؟ جای سالم به تنت نیست عزیزدلم ظاهرا زور فرس بر تن تو چربیده دندهات خرد شده، سینه جدا گشته ز هم زهرا چه شد سه ماه که جوش نخورده است دندهات خواستم بوسه زنم بر رخت اما جا نیست بس که پاهای فرس صورت تو بوسیده قد کشیدی چقدر مرد شدی جان عمو نفسم حبس شد از آنچه که چشمم دیده آرام جانم، روح و روانم، سالار زینب دورت بگردم درمان دردم، (عزیزم)3 (حسین جان)6 آدم تشنه عجب سرفهی خشکی دارد قهر کردی مگر که من شمرم که برایت بلا تراشیده سر بچههات مگر من داد زدم، تن بچههات لرزیده با همه قهر میکنم آقا، با تو تنها رفیق باشم من (جان طفل سه سالهات آقا، اربعین در طریق باشم من)2