نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

رو خاکا میخوابم، دوباره بیتابم برای آغوش بابا حالا که اینجایی، دعا کُن بابایی بشم من مهمونِ زهرا شدم، پیرِ این قافله دیگه، ندارم حوصله زده، کفِ پام آبله بابا داره، میسوزه پیکرم سرم، دو تا چشمِ ترم نپُرس، دیگه از معجرم بابا ببین، اشکامو غمِ، چشمامو بگیر، دستامو، بابا (حسین، بابایی)3 حسین *** نبوده، ای یارم، به هیچ کس آزارم ولی این، تنم کبوده میون کوچهها، غریب و آشنا میپرسن، جُرمت چی بوده بابا، دیگه سخته برام که باز، من از عمه بخوام تو رو، بزاره رو پاهام، بابا آخه، نمیبینه چشام توون نداره، دست و پام بیا، یه کاری کن برام، بابا گُلِ، محزونم شدی، مهمونم ازت ممنونم، بابا (حسین،بابایی)3، حسین ***
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد