نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

تنگ غروب خورشید، آروم و سر به زیرم كنج دل خرابه، زانو بغل می گیرم هرشب به انتظارت، دست دعا گرفتم آخر سراغتو از، سرنیزه ها گرفتم آه بابا بی تو، شب بارونم رفتی و رفته، سر و سامونم وای از درد یتیمی تو رفتی و دل تنگم، با آه و ناله مأنوسه بیا كه خواب این شب ها، بدون تو یه كابوسه حسین حسین حسین بابا *** از صبح نخورده چیزی، لب های روزه دارم شب هم سر گرسنه، روی زمین می ذارم از بس كه ناتوونه، دستای نیمه جونم آخر نشد سرت رو، رو دامنم بشونم آه عمه امشب، شب یلدامه مهمون خونه، سر بابامه وای از درد یتیمی ببین كه غربتم از این، لباس پاره معلومه بیا كه عمر خورشیدت، دیگه روی لب بومه حسین حسین حسین بابا *** از بعد رفت و آمد، از كوچه ی یهودی رو پلكای تر من، مونده ردِ كبودی رفته به غارت ای گل، تنها گل سر من خون لاله های سرخه، گل های معجر من بوده دنیا پیش چشمم تار وقتی كه رفتم وسط بازار وای از درد یتیمی می خوام بیام كنار تو، ز شام بی وفا سیرم با این لبای پرخون از، لبتو بوسه می گیرم حسین حسین حسین بابا
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد