نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

(ذکر لبهای خستهام این است یا جواد الائمه ادرکنی) ۲ چِقَدَر این کلام شیرین است یا جواد الائمه ادرکنی تا حرم پای دل مرا آوَرد کاظمینت چقدر زیبا بود در حرم ذکر ما فقط این است یا جواد الائمه ادرکنی مادری بغض کرده بود اما تا نگاهش به گنبدت افتاد زیرلب گفت ذکر تسکین است یا جواد الائمه ادرکنی چِقَدَر کم ارادتیم، ببخش با تو دنبال جنّتیم، ببخش زائرت را بهشت تضمین است یا جواد الائمه ادرکنی قصد روضه نداشتم اما تا کمی چشم بستهام، دیدم روضههایت چقدر سنگین است یا جواد الائمه ادرکنی خانهات قتلگاه شد آخر دور جسمت کنیزها، ای وای بس که این اُمفضل بیدین است یا جواد الائمه ادرکنی ما که یک عمر داغدار تو ایم تا زمانی که منتقم برسد ختم ذکر غروب آدینه است یا جواد الائمه ادرکنی یا جواد الائمه.... شراره زهر جفا تا به پیکرش افتاد دوباره خنده به لبهای همسرش افتاد به امفضل بگو کف مزن مکن شادی که در شماره نفسهای آخرش افتاد نهاد سر به روی خاک و دست و پا میزد چه آتشی به دل درد پروش افتاد به خاک حجره خودش را کشید با زحمت رسید پشت در و یاد مادرش افتاد به یاد مادر پهلو شکستهای، که به در چنان زدند لگد پیش شوهرش افتاد هنوز نقش زمین بود پشت در زهرا که درب سوخته ناگاه بر سرش افتاد به جای واعطشا واحسین بر لب داشت که یاد تشنگی جد اطهرش افتاد به پیش دیدهی او ظرف آب را تا ریخت به یاد آن عموی آب آورش افتاد به یاد مشک پر از آب و هجوم تیر عدو به یاد ضرب عمودی که بر سرش افتاد شباهتش به حسین غریب کامل شد۲ ز بام پیکر پاک و مطهرش افتاد حسین.....
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد