تصویر سید مجید بنی فاطمه - دوش رفتم مسجد کوفه بدیدم روی منبر

دوش رفتم مسجد کوفه بدیدم روی منبر

[ سید مجید بنی فاطمه ]
دوش رفتم مسجد کوفه، بدیدم روی منبر
بود گرمِ خطبه آن شاهنشَه دنیا و دینم

گفت ای مردم سَلونی، من وصیِ مصطفایَم
خازن گنج علوم اوّلین و آخرینَم

من علی‌ام عالی‌ام دانای اسرار نَهانَم
اَنجُم‌آرای سَمایَم، کارپردازِ زمینَم

من به قرآن باء بِسمِ اللهِ رَحمٰنُ الرَّحیمَم
مؤمنون و کوثر و طه و قدر و یاء و سینَم

آلِ عمران، مائده، اعراف، توبه، هود، نوحَم
مؤمنون، شوراء و فتح و صافّات و حشر و تینَم

مقصدِ رمز اَلَم نَشرَح لَکَ صَدرَک منم من
زان‌که آرامش به قلب پاکِ خَتمُ‌المُرسَلینَم

مقصدِ ذات اَلسّابِقونَ السّابِقونَم
حجَّتُ‌اللّهَم، وَصیّ رَحمَةٌ لِلعالَمینَم

دائم‌ هستم، حاکم‌ هستم، قائم هستم، عالِم هستم
واصل هستم، فاصل هستم، من امامُ‌العارِفینَم

دستِ سَرمَد، یار احمد، ماه مفرد، نور ایزد
زیب مسنَد، مِهر امجد، مرجع مستضعفینَم

تا قیامت گر شوَد تفسیر از نهج‌البلاغه
نیست خطّی از خطوط صفحه‌ی عِلمُ‌الیقینَم

گفت قرآن چنگ باید زد به حَبلُ‌الله جمیعاً 
اهلِ عالَم! دست پیش آرید، من حَبلُ‌المَتینَم

من مُعِزّالمؤمِنینَم، من مُذِلُّ المُشرِکینَم
من بَصیرٌ بِالعِبادم، من هُدًی لِلمُتَّقینَم

پرچمم‌ نَصرُ مِنَ الله است و خود فَتحَاً قریبم
در نبردِ ناکثین و قاسطین و مارقینم

باد و خاک و آب و آتش در پِیِ فرمان‌گزاری
در شمال و در جنوب و در یَسار و در یمینم

 بی‌نوایان را نوایَم، دردمندان را دوایَم
بی‌پناهان را پناهم، بی‌مُعینان را مُعینم

من همان شاهم که مَشک پیرزن گیرم به دوشم
من همان شاهم که دستِ حق بوَد در آستینم

من همان شاهم که شب‌ها، جای خواب و استراحت 
مونس طفل یتیمم، یار هر ویران‌نشینم

من همان شاهم گر ببینم اشک غم می‌ریزد از چشم یتیمی
می‌رود تا عرشِ اعلا آه از قلب حزینم

روز یار خلق و شب هم‌بازی طفل یتیمم
هم‌نشینی با گدائی را به شاهی برگزینم

علی علی جانم، علی جان، علی جان...

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه سید مجید بنی فاطمه امیرالمؤمنین (ع)(شهادت‌ها)

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه امیرالمؤمنین (ع)(شهادت‌ها)

محبوب‌ترین‌های امیرالمؤمنین (ع)(شهادت‌ها)

محبوب ترین‌های سید مجید بنی فاطمه

نواها‌یی با همین ‌شعر

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد